از پیاده روهای قدیم، دهه ۴۰؛ تا پیادهروهای بدون نظارت امروزی
پیادهرو را اینگونه تعریف کردهاند؛ راهی است که در امتداد خیابان و برای عبور عابرین پیاده ساخته میشود. پیادهروها گونه ای از مسیرهای عابرین پیاده هستند. گاهی پیادهروها به وسیله جدول یا باغچه با پوشش گیاهی (درخت، چمن، شمشاد) از خیابان جدا میشوند. گاهی پیادهروها فقط یک راه هموار مناسب و ایمن برای قدم زدن و عبور و مرور است و کاملاً مستقل از خیابان هستند و مثلاً برای تردد عابرین در یک پارک ایجاد میشوند.
بی تردید سابقه و پیشنهی آن به قدمت تمدن بشر و فرهنگ شهر نشینی و شکل گیری و توسعهی شهرها بصورت مدرن امروزی است. اما اگر بخواهیم شکل گیری پیاده رو در ایران را مورد بررسی قرار دهیم، آنچه بنظر میرسد بعد از قاجار و از زمان پهلوی اول است که توسعه شهری و اداری بهصورت مدرن در ایران شکل گرفته است.
نویسنده: admin
کشف قدیمیترین وقفنامه جهان اسلام در طبس/ سندی متعلق به سال ۶۹۲ هجری شمسی
کشف قدیمیترین وقفنامه جهان اسلام در طبس/ سندی متعلق به سال ۶۹۲ هجری شمسی
مهدی قربانی، پژوهشگر اسناد و نسخ خطی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مشهد، در مورد این سند تاریخی گفت: به دنبال جستوجو و تحقیق در اسناد و نسخ خطی در اواخرا دوره قاجار در منطقه «تون» و «طبس»، به تصویری از وقفنامهای غیرمنقول دست یافتم که در نوع خود بی نظیر است.
وی افزود: در حالی که وقفنامه مسجد گوهرشاد به تاریخ ۸۲۹ هجری قمری تاکنون از نظر پژوهشگران قدیمیترین سند موقوفه غیرمنقول تلقی میشده است، شاید بتوان این سند نویافته مهم به تاریخ ۷۱۳ قمری را، قدیمیترین سند وقفی در جهان اسلام نامید.

معرفی کتاب قصیده المواعظ
معرفی کتاب قصیده المواعظ
کتاب قصیده المواعظ- المنسوب للامام الرضا علیه السلام تالیف: عبدالعزیزسلمان محمد راشد العرادی چاپ بحرین – این کتاب مجموعه پنج جلدی است که قصاید ۶۰ شاعر بحرین را گردآوری نموده است. برخی از قصاید قریب ۷۰۰ بیت است.
عرض تسلیت برای درگذشت نویسنده و پژوهشگر محمدرضا هاتفی
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
درگذشت ناگهانی، ادیب گرانمانه، دانشمند برجسته، دوست فرهیخته و عزیرم شادروان حاج محمد رضا هاتفی را به خانواده محترمش تسلیت عرض میکنم، روحش مطهرش با اولیا الله محشور گرداند.
مشهد مقدس رضوی
مهدی قربانی ” انیس الکتاب”
۱۲ آبانماه ۱۴۰۴
********
معرفی مصحح کتاب شاهنامه عباسی
سید رضا صداقت حسینی، کارشناس نسخ خطی واحد مخطوطات کتابخانه آستانقدس رضوی است . از این پژوهشگر تا کنون کتابهای : دیوان موالی تونی شاعر سده (۹ و ۱۰ ق) و فهرست نسخ خطی کتابخانه آستانقدس رضوی(جلد سی و یکم «فقه») به چاپ رسیده است.
آقای صداقت در سرایش شعر نیز صاحب سبک است او در توصیف کتابخانه آستان قدس رضوی و نفایس آن چنین سروده است :
در حرم ما کتابخانه ای داریم از وجودش همی به خود بالیم
از کتب، مصاحف و اسناد بی نظیر بی بدیل در آحاد
خط کوفی کتابتش با دست از چنین نسخه ها فراوان هست
اقدم نسخ بوَد مُقبل حاصل سروده های دل
این چنین گنجها که اینجایند از وجود شریف آقایند
بیاد مشهد قدیم
🥀🥀🥀
بیاد مشهد قدیم ….
عصرانههای دلپذیر در:
ارگ مشهد
هنوز خبری از پارک آریامهر نیست، سالهایی که خبری ازخیابان دروازه طلایی و رونق احمد آباد و هتل هایت نبود، ارگ تنها پاتوق جوانهای مشهد بود.
خیابان پهلوی در حقیقت از مجسمه شروع تابعد از چهار راه لشگر وبه میدان عدل پهلوی ختم میشد ولی همه این راه طولانی از هر طرفش وارد میشدی مثل پیش درآمد چهار مضرابی بود که اوجش وقِر کمرش از چهار طبقه تا باغ ملی همه را عاشقانه میرقصاند، و نگاههایی بهم گره خورد که همچنان گره خورده مانده اند.
چهار طبقه ساختمان قدیمی بود که سالها چشم دوخته بود به خیابان خسروی ودر دنباله اش خسروی نو که به فلکه آب وصل میشد. حالا در عصرهای تابستان که هوا، کمی بهتر میشد و گرما میشکست چشم میدوخت به دختران و پسرهایی با شلوارهای های دمپا گشاد و موهایی که خیلی بلند کرده بودیم که وِل میشدیم تا از چهار طبقه قدیمی، پیاده راه گّز کنیم تا ارگ را قدم بزنیم.
ساعت فروشی تمبرچی کنار سینما هما و یترینش پر از ساعتهای انویکتا و سیکو ۵ بود که زیر نور ویترین مغازه اش برق میزدند. را بار ها نگاه کردیم.
آن طرف خیابان پهلوی وراسته ارگ وروبروی سینما هما بوی کباب کوبیده و کره محلی مستت میکرد که از چلوکبابی امید ارزان خودشان را به رهگذران کیفور از قدم زدن در ارگ رسانده بودند عظمت ساختمان باغ ملی،واداره پست که یادگار دوران سرفرازی بود به چشم هیچ کسی نیآمد، همه در فکر خوشی چند ساعت قدم زدن در ارگ بودند.
عصر ها ما هم با انبوه جوانها سرازیر این خیابان پر از صفا میشدیم، جنت را که در ابتدای آن مغازه فروش چرخهای خیاطی بود رد میکردیم، به باغ ملی میرسیدیم که پر از درختهای بلند و باغچه هایش را گلهای قشنگ بنفشه وچمن سبز پر کرده بود با نردههای کوتاهی که آنجا را زیباتر کرده بود ودور تا دور راهروهای باغ ملی نیمکتهایی برای نشستن، همه از باغ ملی لذت میبردند و دوباره وسوسه میشدند چند قدمی پیاده رو ها را شلوغ تر کنند، گاها عصرها و دم غروب صدای موزیک قشنگی از انتهای باغ ملی که باشگاه افسران بود میآمد و گوشها را نوازش میداد، و چند تا حوض کوچک آن فواره داشت و راهروی کوچک کنارش را کمی خیس کرده بود.
لای درختها پر بود از پریدن گنجشکهای جّلد باغ، که اگر فرصتی پیدا میشد، خود را به آب حوضها میرساندند و پروانههای زیبایی که رقصشان را شروع کرده بودند.
راه رفتنها گاهی گره میخورد به نگاه دلبرانهای که ساعتها راه رفتن را طولانی میکرد و تنهای خسته و اوقات پریشان حاصلش بود.
کافه چمنی که تابستانهایش پر از بستنی خوشمزه میشد و روی تراس به مشتریان مزه میداد.
روبروی باغ ملی دیوار بلندی با درب چوبی بسیار بلندی شاید باغ کنسولگری انگلیس که درب رفت وآمدش از کوچه پشتی بود.
یک خانه قدیمی در حال مخروبه شدن وسقف شیروانی با طاقهای گِرد وپنجره های رنگی چوبی روبروی باغ ملی که بازمانده حاج حسین آقای ملک بود. تقریبا روبروی باغ ملی کوچه سینما آسیا، با اینکه سینما آسیا از راسته ارگ فاصله داشت ولی بوی کالباس مارتاردلا، با جعفری خرد شده و پیاز ساندویچی بغل سینما به ارگ درز کرده بود.
روبروی باغ ملی طلا فروشی آل رضا را نگاه میکردیم و بیشتر مواقع خودش با سر کم مویش، داخل مغازه بود.
عشق قدم زدن در ارگ از چهار طبقه شروع میشد تا خیابان جم وکمتر آدمها آنرا تا سوم اسفند ادامه میدادند که خبری نبود.
کنار میدان سوم اسفند که خیابان رازی کوچه کوچکی آنرا به بغل استانداری وصل میکرد و دبیرستان بامداد و روبرویش سینما مولن روژ که بعضیها وسوسه میشدند برای دیدن فیلمهای قشنگ ….
راه رفتن عصرها در ارگ آخر خوشی ژیگولها در سالهای قبل وقتی که تازه سینما دیاموند در چهارراه دکترا و سینما شهر فرنگ در فلکه تقی آباد جا نیفتاده بود.
حال که خوشتر میشد چند دقیقه کافی بود تا از قنادی شکست ناپذیر رولتی بخریم واز پنجره قنادی باقی رهگذران را دید بزنیم.
از حدود ۵۰ سال قبل، ارگ دیگر بهانه خوشی نشد انگار نگهبانهای دروازه ارگ دّرِ دروازه را قفل کرده و کلید آنرا قورت داده اند.
قدم زدنهای در ارگ مزه سیبهای گل شاهی مشهد، را میداد، پر از عطر وطعمی که به همه سلول های بدنت خودشان را میرساندند.
حالا پیرمردهایی که در جوانی آخرین قدمها را در ارگ برداشته اند گاهی روی نیمکتهای باغ ملی به امید دیدار دوستانشان مینشینند که هر روز از تعدادشان کم میشود، و چشمانی خیس میکنند.
میهمان چند ساله مشهد و رهرو پیاده رو های شلوغ ارگ
فرزند سرزمین انگورهای کلاه داری
احمد علی مجاهد
زمستان سال ۱۴۰۳
اواخر اولین ماه میلادی سال ۲۰۲۵
ایالت ماساچوست. شهر گرافتون
الشامل من بحر الکامل فی دور العامل
قابل توجه اشخاص حقیقی و ناشران خارج از کشور
واگذاری حقوق مادی کتاب: «الشامل من بحر الکامل فی دور العامل»
این کتاب مستطاب برای اولین بار در جهان به قلم عارف و عالم شهیر « شیخ محمد بن احمد جعفر، ملقب به فخرالائمه ابوالفضل طبسی» (متوفی ۴۸۲ هـ.ق) نگاشته شده و در آن اکثر علوم غریبه به طرز روشن و موشّحی بیان شده اعم ازعلم تسخیر، عقد السان، احضارات طاس، محبت و عداوت، خواب دیدن مطلب در خواب، رفع بیماریها، دفع سحر و نظر و جن و غیره.
بعد از قریب هزار سال از نگارش و تالیف این کتاب و حدود سی سال تحقیق، با گردآوری ۲۷ نسخه خطی این کتاب از کتابخانه های داخل و خارج کشور ،کار تصحیح؛ تنقیح عزائم و متون و خوانش عبارات عبری و هم چنین آزمایش چند دستورالعمل مجرب و کسب تجربه و نتیجه عملی از آنها، مجموعه ای در ۸۵۰ صفحه در قطع وزیری تدوین گردیده که در دنیا بی نظیر است.
در حال حاضر این کتاب ارزشمند که به زبان عربی و فارسی است مجرب ترین کتاب در علم تسخیرات و علوم غریبه با ختوم و دستورالعمل های قرآنی است.
قیمت پیشنهادی برای واگذاری اثر سی و هشت هزار دلار/ تماس با آیدی تلگرام Anisgh – البته پیشنهادهای علاقه مندان برای خرید نیز قابل بررسی خواهد بود.
قحطی و قیمت ارزاق در طبس- سنه ۱۳۳۶
قحطی و قیمت ارزاق در طبس- سنه ۱۳۳۶
[خشک سالی، بی بارانی، گوسفند و شترآن چه بود سارقین بردند…]
مرحوم میرزا محمد علی رشیدی متخلص به «منشی باشی طبسی» در آثارخود بارها به موضوع خشکسالی و قحطی و گرانی ارزاق عمومی و… سخن به میان آورده که میتوان بصورت مقاله و رساله ای مستقل تدوین و منتشر نمود، لذا چند نمونه را بصورت گزیده در این جا میآوریم:
حالا این فقرات را بگذاریم و بگذریم در این سنه [ی] ئیلان ئیل ۱۳۳۶ به واسطه خشک سالی و بی بارانی نرخها گران و کار غلاّت و ماکولات سخت شده وتمام حبوبات در این ولایت کم یاب بلکه نایاب و فعلاً صورت عنقا و اسمی بی مسمّا دارد که قسمت هریک نقداً از این قرار است اگر پیدا شد ولی نیست عاجلاً.
اشعار در بیان وفات ادیب نیشابوری
اشعار در بیان وفات ادیب نیشابوری
مرحوم میرزا محمد علی رشیدی متخلص به «منشی باشی طبسی» در نسخه خطی دیوان رشیدی چنین آورده است:
تاریخ وفات فیلسوف بزرگ و دانای سترگ استاد الاعظم ملاذ الافخم مرحوم مغفور مبرورخلد قرار آقای ادیب نیشابوری غفر الله له که نیکان را … اجل افخم آقای آذری دامت شوکته مشرف بودند.
ای وای که درعالم دانای معظم شد –یعنی که ادیب راد شد فوت و ز عالم شد
مُرد آنکه زادراکش شد شعر و ادب زنده – بی او چکنم اشعار گُو مُعرب و مُعجم شد
دانای حقایق جو گویای دقایق گو – عالی معالی جو استاد مفخم شد
میخواست طفیل او طفل ادب اَلکن – آمد به سخن او مُرد طفل ادب اَبکم شد
شد لعل معانی خشک شد چشم معارفتر– چون منکسف آن خورشید وان [بدر معظم شد]
ای وای که هوش ما رفت از سرو خواب از چشم – چون دیده حق بینش از مرگ منوّم شد
این داهیه دهیا آتش بجگرها زد – قلب همگی بشکست قد همگی خم شد
از این خبر موحش وزاین َالم جانکَاه – صد رنج بجان مُضمرصد غائله مُدغم شد
در جمعهی ذی قعده بُد پانزدهم از ماه – کَز واقعهاش بر ما ذی قعده محرم شد
میخواست رشیدی نیز تاریخ وفاتش را – فی الفور سروشی گفت ای غمزده گو غم شد ۱۳۴۴
دشمنی میمندی با فردوسی
هوالعزیز
دشمنی میمندی با فردوسی
از تذکرهای ناشناخته آقای دکتر بیدکی در ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴نقل کردند:
گویند؛ خواجه احمد بن حسن میمندی را با فردوسی دشمنی بود و همواره برای او نزد شاه دسیسه میکرد، روزی او با طبیب دربار هم دست شد و از طبیب خواست که چارهای برای قتل فردوسی بنیدیشد، اتفاقاً شاه را معشوقهای بود که او را دوست میداشت ولی بیماری لاعلاج داشت، طبیب نزد سلطان محمود رفت و گفت: علاج مطلوب شاه را دانستم که؛ باید جگر کسی که حکیم و فیلسوف و شاعر و… باشد درآوریم و به مطلوب دهیم که بخورد تا درمان شود، شاه دید این اوصاف فقط در فردوسی هست و گفت این را نشاید، معشوقه به عشوه و گرشمه در آمده و به شاه گفت: تو من را دوست نداری !!؟؟ و… تا این که؛ گفتند خوب است ما چهار نفر هرکدام یک کلمه در ذهن خود در خاطر داشته باشیم و از فردوسی بخواهیم آن چه در ذهن درآورده ایم به شعر درآورد، اگر توانست که کشته نمیشود وگرنه او را میکشیم؛ فردوسی را طلبیدند و موضوع را با او مطرح کردند، کلمات هر کدام این بود:
(پادشاه: گل )( مطلوب :خرس )( میمندی: پیاز)( ایاز: دسته هاون)
فردوسی فی الدبداهه گفت:
صد دسته گل برای شه پیوسته- رفته است زِ دستِ خرسی خسته
از دست حسن به او پیازی نرسید- برفرق ایاز هاون دسته
سلطان محمود چون این شعر را شنید از کشتن فردوسی منصرف شد.
مهدی قربانی«انیس الکتاب»
۲۶ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴
برای افزایش رزق و روزی حلال سوره عادیات رو بخون
برای افزایش رزق و روزی حلال سوره “عادیات” رو بخون ‼️
✍🏻مرحوم آیت الله کشمیری(رحمت الله): اگر سوره عادیات روزی ۱۱۰ مرتبه خوانده شود، روزی حلال فراوان خواهد آمد.
🔰نکته:
خواندن ۱۱۰ مرتبه سوره والعادیات تقریبا ۳۵ دقیقه طول می کشد. و لازم نیست یک مرتبه و پشت سر هم خوانده شود .
می توان در طول روز و در ساعات فراغت به تدریج ۱۱۰ مرتبه خواند].
لازم با یادآوری است؛ به تجربه برای من ثابت شده که این گونه ختم ها معمولا باید یکسال تداوم داشته باشد تا اثارش احساس شود.
مهدی قربانی( انیس الکتاب)
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
***
📗منبع:روح ریحان، شرح حال عارف کامل مرحوم آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری، سید علی اکبر صداقت، ص ۸۱
اوج خشکسالی در ایران در سال ۱۴۰۴
هوالقادرالمتعال
اوج خشکسالی در ایران در سال ۱۴۰۴
چنان قَحط سالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق
چنان آسمان بر زمین شد بَخیل که لب تَر نکردند، زرع و نَخیل
« سعدی علیه الرحمه »
به حکایت تاریخ و اسناد و شواهد موجود؛ ایران در دوره قاجار شاهد دو قحطی بزرگ در تاریخ ایران بوده است.
اولین قحطی بزرگ طی سالهای ۱۲۵۰–۱۲۴۹ هجری شمسی (۱۲۸۸–۱۲۸۷ هجری قمری) (۱۸۷۰ تا ۱۸۷۱ میلادی) باعث تلفات جانی فراوانی در ایران گردید. برطبق برآوردها حدود یک دهم جمعیت ایران در این سالها از گرسنگی مردند.
و دومین قحطی بزرگ ۱۲۹۸–۱۲۹۶ هجری شمسی (۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی) قحطی بزرگی بود که تلفات جانی فراوانی را در ایران سبب شد در این قحطی علاوه بر بیکفایتی شاهان قاجار دولت انگلیس متهم به نسلکشی میباشد. از دیدگاه مجد در این قحطی حدود ۴۰٪ (در برخی دیگر از منابع ۲۵ درصد) از جمعیت ایران بهدلیل گرسنگی و سوءتغذیه و بیماریهای ناشی از آن جان باختند. ۱
و امّا؛ میدانیم که بیشتر نواحی ایران دارای آب و هوای خشک و نیمه خشک اند.به طورکلی ۵/۳۵ درصد از نواحی ایران بیش ازحد خشک و ۲/۲۹ درصد خشک و ۱/۲۰ درصد نیمه خشک و ۵ درصدمدیترانه و بقیه نواحی مرطوب و نیمه مرطوب اند.
از طرفی، حدود بیست سال است ایران با پدیده ی خشکسالی روبروست، علاوه برآن تحریم های خارجی طی بیست سال گذشته موجب شده تا برنامههای توسعهی زیرساختهای تامین و ذخیره سازی منابع آبی و…. بصورت نیمه تعطیل و یا رکود کامل مواجه شود.
مزید برآن چه اشاره شد؛ کثرت جمعیت و عدم مصرف بهینه و صرفه جویی از طرف مصرف کنندگان و رویههای نادرست در مصرف آب کشاورزی و صنایع تولیدی و صنعتی همه و همه باعث گردیده برای اولین سال اکثریت سدهای کشور کاملاً خشک و یا با حداقل ۵% آب روبرو شوند.
باری!
قراین و شواهد فلکی در سال ۱۴۰۴ خورشیدی از یک سو و از طرفی تحدیدها و تهدیدهای خارجی برکشورعزیزمان حاکی از آن است که سالی بسیار سخت همراه با مرگ و میر و احتمالاً قحطی پیش رو داشته باشیم.
امیدوارم با یاری و استعانت از حق تعالی و تدبیر درست و بموقع دولتمردان دلسوز، این پدیده را مردم عزیز، فهیم و نجیب کشور عزیزمان باهم دلی و استفاده بهینه از منابع آبی و… آن را با کمترین خسارت به مال و جان خود پشت سرگذاشته و تعالی کشور را رقم بزنند. ان شاالله تعالی
مهدی قربانی «انیس الکتاب»
دوم فروردین ماه ۱۴۰۴ خورشیدی
—————–
۱- « نگاهی به جنایات انگلیس در ایران؛ از قحطی و غارت تا کودتا». مشرق نیوز. ۳۰ تیر ۱۳۹۸. دریافتشده در ۲۰ فروردین ۱۴۰۲.
ختم مجرب مرحوم آیت الله سید عبدالکریم کشمیری
**ختم مجرب**
مرحوم آیت الله سید عبدالکریم کشمیری فرمودند:
هرکس سه روز پی در پی، برمزار شخص صاحب نفس (=عارف) حاضر شود؛ یک حمد و یازده مرتبه توحید بخواند و به روح آن مرحوم هدیه کند، سپس ۱۰۰۱ مرتبه ذکر- لا اله الاالله -بگوید. ان شاء الله حاجتش برآورده شود.
التماس دعا
آبادی مُکّو واقع در طبس گلشن
آبادی مُکّو _واقع در طبس گلشن.
در بیان تعریف مُکّو: نگارنده ی این سطور برای تحقیق به آبادی بدون سکنهی «مُکّو»که در ۱۸ کیلومتری جوخواه در مسیر جاده ی یزد، اصفهان قرار دارد رفتم. آن جا دارای استخر آبی با ماهیان ریز و درشت، با چندین درخت خرما، کُنار، اُکالیپتوس، و بنایی با سقف گنبدی از خشت و سیمان دیده شد.
امّا؛ دربارهی تسمیهی «مُکّو» که ریشهی آن درگویش اهل طبس از مکیدن است، باید گفت: از فاصله دور قبل از رسیدن به این مکان، چندین درختچهی خرما در کویر، کنار هم بصورتی است که خود رو بنظر میرسد و کمتر از دو متر ارتفاع دارد. این درختچهها از دور شبیه به نوک پستان و یا پستانک است.
زنان اهل طبس درقدیم، برای درمان دل درد نوزادن شیرخوار خود، زیره و نبات را کوبیده اندازهی یک قاشق چای خوری درگوشهی پارچهای به گونهای میپیچیدند که مانند نوک پستان و یا پستانک باشد، سپس آن را با آب گرم یا چای خیس کرده در دهان طفل شیرخوار می گذاشتند تا بِمَکَد. به این ادویه ی درمانی که طفل آن را میمکید؛ «مُکّو» میگفتند.

