از پیاده روهای قدیم، دهه ۴۰؛ تا پیادهروهای بدون نظارت امروزی
پیادهرو را اینگونه تعریف کردهاند؛ راهی است که در امتداد خیابان و برای عبور عابرین پیاده ساخته میشود. پیادهروها گونه ای از مسیرهای عابرین پیاده هستند. گاهی پیادهروها به وسیله جدول یا باغچه با پوشش گیاهی (درخت، چمن، شمشاد) از خیابان جدا میشوند. گاهی پیادهروها فقط یک راه هموار مناسب و ایمن برای قدم زدن و عبور و مرور است و کاملاً مستقل از خیابان هستند و مثلاً برای تردد عابرین در یک پارک ایجاد میشوند.
بی تردید سابقه و پیشنهی آن به قدمت تمدن بشر و فرهنگ شهر نشینی و شکل گیری و توسعهی شهرها بصورت مدرن امروزی است. اما اگر بخواهیم شکل گیری پیاده رو در ایران را مورد بررسی قرار دهیم، آنچه بنظر میرسد بعد از قاجار و از زمان پهلوی اول است که توسعه شهری و اداری بهصورت مدرن در ایران شکل گرفته است.
بخاطر دارم در دههی ۴۰، درشهر مشهد هر روز شاهد احداث خیابان جدیدی بودیم و به تبع آن در امتداد خیابانها مسیر پیاده رو نیز در نظر گرفته می شد.
در همان زمان بود که استفاده از دوچرخه هم رفته رفته رونق گرفته بود و شهربانی( راهنمایی و رانندگی) برای کسانی که میخواستند با دو چرخه تردد کنند پس از طی تشریفات اداری و امتحان عملی گواهینامه دوچرخه سواری صادر می نمود.
در مشهد اولین بار سالهای ۱۳۰۵ و ۱۳۰۶ خورشیدی، محلی که اکنون در خیابان امام خمینی ۲۸ بانک ملی مرکزی دایر و فعال است، برای صدور گواهینامه دوچرخه امتحان می¬گرفتند. بعد از آن؛ محل امتحان دوچرخه به خیابان بهار، محلی که امروزه به چهارراه جهاد معروف است منتقل شد. از همین رو آن محل به میدان چرخ معروف شد و هنوز برخی افراد قدیمی مشهد آنجا را با نام میدان چرخ اسم می برند. البته مدتی هم در دهه ۵۰ همین محل میدان چرخ پاتوق رانندگان تاکسی بودکه با رنگ سیاه و سفید بودند ، در قهوه خانه¬ی آنجا می نشستند چای میخوردند و کمی رفع خستگی کرده و بعضاً به شستن تاکسی هم می پرداختند.
بلی!
من بارها در خیابان تهران(خ امام رضا فعلی) و کوچه و بازار سرشور و…دیده بودم که در آن زمان اگر کسی با دو چرخه وارد پیاده رو میشد؛ حتی اگر دوچرخه را بدون این که سوار باشد، پلیس(پاسبان) ممانعت میکرد و بعضاً بعنوان جریمه باد لاستیک چرخ او را خالی مینمود تا مجدداً تکرار نکند.
اما؛ افسوس و هزاران افسوس!!!؟؟؟ که امروزه پیاده روهای کشور، جولانگاه موتورسیکلت سواران با سرعت ۴۰ تا ۶۰ کیلومتر شده جلوگیری هم نمیشود و علاوه برتردد؛ پیاده روها به محل پارک موتور و ماشین و غیره تبدیل شده است، بنحوی که عابرین ناگزیرند برای تردد جان خود را بخطر انداخته، وارد خیابان شده و خود را در مسیر پر تردد انبوه اتومبیلها و…قرار دهند!!!!
مزید برآن؛ کسبهی محل نیز با چیدمان اجناس خود بخش زیادی از پیاده رو را اشغال میکنند و هیچ گونه برخوردی هم صورت نمیگیرد و تنها برخورد؛ گاهی جریمه مامورین سد معبر و گاهی جریمهی پلیس راهنمایی رانندگی که موجب تکمیل کمبود نقدینگی صندوق پرداخت حقوق کارکنان کشوری می شود و بس….؟! بیچاره و نیازمند پیاده رو امن؛ مردم بیگناه و بی پناه، زنان و مردان و کودکان، عابرین معلول، سالخوردگان ناتوان و ….
براستی که بنظر میرسد؛ کشوربشدت نیازمند حضور «رضا خان اسلامی» است؛ که در روزهای پایانی خرداد ماه ۱۴۰۵، با امضای تفاهم نامهی ایران و آمریکا، کور سوی امیدی درآیندهای نه چندان دور دیده میشود. بنا به ضرب المثل معروف «آرزو برجوانان عیب نیست»!!! ….
در خاتمه شعرآقای سید ناصر فضایلی، شاعر فعال در انجمن های ادبی مشهد خالی از لطف نخواهد بود. شعر این است:
«پیاده رو»
چقدر غصه میخوری به حالمان پیاده رو
تویی پناه بی کسان در این جهان پیاده رو
گره زدم نگاه را به چشم ابی رفیق
قدم زنان مرا ببر به آسمان پیاده رو
من از مرور خاطرات مشترک شکستهام
برس به داد گام های ناتوان پیاده رو
همیشه خیره می¬شوم به سنگفرش کهنه¬ات
چه زخم¬ها به صورتت زده زمان پیاده رو
دل تو هم شبیه من لبالب از نگفتههاست
چه میشود اگر که واکنی زبان پیاده رو
****
براستی که اگر روزی و روزگاری پیاده روهای کشور زبان بازکرده و ناگفته های خود را از وقایع و حوادث ناگوار ناشی از بی تدبیری مدیریت شهری بیان کنند، وای بحال برخی از مسئولین بی مسئولیت و مصلحت اندیش ..!!!
مهدی قربانی «انیس الکتاب»